تبليغاتX
دکتر اباذر شاهی
کارشناس رسمی دادگستری ( رشته حسابداری ، حسابرسی و ارزیابی سهام )

رای آگاهانه،خدمت صادقانه

یا علی حیدر مدد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 11:49  توسط دکتر سینا   | 

نمایندگان مجلس چگونه وبه چه کسی باید پاسخگو باشند؟معیارهای پاسخگوئی چیست؟

اینکه نمایندگان حال و گذشته مجلس آیا از حداکثر ظرفیت خود در انجام وظایف نمایندگی در مسیر حل مشکلات مردم (نه در شعار بلکه عملا)استفاده نموده اند؟

- به چند درصد قول ها و شعارها انتخاباتی که در زمان انتخابات در مناطق مختلف به مردم  داده شده است عمل نموده اند؟
- تا کنون چه میزان توانمندی
استفاده از ظرفیت و پتانسیل عضویتشان در فراکسیون های مختلف مجلس  در جهت ارتقا و پیشرفت شهرستان داشته اند؟
- نقش نمایندگان در جابجایی مدیران در شهرستان و استان و استفاده از نیرو های توانمند چگونه بوده است؟

- -چه اقداماتی جهت محرومیت زدایی انجام داده اند؟چه پروژه های جدیدی را به حوزه انتخابیه خود آورده و در جهت جذب و به اتمام رساندن طرحهای نیمه کاره  در استان چه اقداماتی داشته اند؟

- آیا اقدامات انجام شده خود در رفع بیکاری و اشتغال جوانان را مناسب حال شهروندان می دانند؟
- آیا از مشاوره اساتید دانشگاهی و نخبگان در انجام هر چه بهتر وظایف خود عمل نموده اید؟
- آیا تا کنون به بررسی مصوبات اجرا نشده سفرهای ریاست جمهوری در حوزه انتخابیه شان پرداخته و چه اقداماتی جهت اجرای سریعتر این مصوبات داشته اند؟

- آیا تا
کنون فرصتی برای ارائه گزارش عملکرد به مردم و نقد و بررسی فعالیت های خود درمقابل منتقدین  ایجاد نموده اند؟

 سئوالات بی شمار دیگری نیز از سوی مردم شریف از نمایندگان خود مطرح است، که دادن پاسخ قانع کننده و مستند،حداقل وظیفه این نمایندگان در مقابل موکلین خود می باشد.مردم هوشیار هستند وبر اساس میزان پاسخ گویی ،عملکرد آن هارا می سنجند.

انتظار این است با توجه به فرصت اندک باقیمانده و مرور وعده ها و همچنین عملکرد و فعالیتهای خود با استعانت از فرمایش گهربار مقام معظم رهبری، همت مضاعفی در مسیر اجرای وظیفه پر مسئولیت خود در این مدت زمان باقیمانده داشته باشند، تا انشاالله شاهدپیشرفت شهرستان و استان باشیم.

 

                                                     


برچسب‌ها: پاسخگوئی نمایندگان مجلس
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 8:28  توسط دکتر سینا   | 

مشگین شهر ،

ساوالان پر رمز و رازت در اوج غرور

قینرجه ات پرجوش و مست

رخسار مردمانت

و سیب درختانت لاله گون

بخت جوانان پاکیزه ات نیک

و نام بلندت عزیز باد


برچسب‌ها: تقدیم به مشگین شهر
+ نوشته شده در  جمعه 21 بهمن1390ساعت 21:56  توسط دکتر سینا   | 

"مقایسه نابرابری توسعه شهرستان مشگین شهر با سایر شهرستان ها"   

چکیده :

علیرغم انکارناپذیر بودن رشد و توسعه پس از انقلاب ، مشگین شهر در روند توسعه خود همچنان از نقاط محروم کشور محسوب می شود که در مقایسه با نواحی مشابه خود در کشور ، از جمله شهرستان اهر ، که خود در گذشته زیر مجموعه این شهر بوده است ، وضعیت مناسبی ندارد. چرا که اهر در طول دو دهه اخیر ، وضعیت خود را بهبود بخشیده و از محرومیت خارج شده و اکنون یک پله بالاتر از مشگین شهر قرار دارد.

 بررسي و شناخت وضعيت توسعه شهرستان ها ، قابليت ها و تنگناهاي آن از اهميت بسزايي برخوردار است. آگاهي از نقاط ضعف و قوت، نوعي ضرورت ، جهت ارايه طرح ها و برنامه ها به حساب می آید.  استفاده از شاخصهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سلامت و بهداشت، معيار مناسبی براي تعيين جايگاه واقعی هر ناحیه و همچنين عاملي در جهت رفع مشكلات و نارسائی هاي مبتلابه برای نیل به رفاه اقتصادی و اجتماعی می باشد .

شهرستان مشگین شهر با وجود برخورداری از منابع طبیعی فراوان ، تنوع آب و هوائی ، اقلیم مناسب در بخش های کشاورزی ، باغداری ، صنعتی، گردشگری و استعداد و توانمندی های نیروی انسانی ، متاسفانه در رتبه بندی بین سایر شهرستانهای کشور جزء مناطق محروم  به حساب می آید.

وجود اين نابرابري ها سبب گرديده كه شكاف توسعه ای بین  مناطق توسعه يافته و محروم  روز به روز بيشتر شده و عدالت اقتصادي و اجتماعي مفهوم خود را از دست بدهد و  اين امر نه تنها باعث رشد و توسعه متوازن دركشور نشده ، بلكه روند كلي توسعه را نيز در کل کشور ناعادلانه تر و آهسته تر كرده است.

برای این که این شهرستان بتواند محیط مناسبی برای زندگی فراهم سازد و از محرومیت خارج شود باید امکانات رفاهی ساکنین و شهروندان خود را بهبود بخشد. چهار جنبه محرومیت زدائی و رسیدن به رشد متوازن عبارتنداز :  

اول : قابل زيستن بوده و سطح كيفي زندگي مناسب باشد و فرصت هاي عادلانه را به تمام ساکنان حتي فقيرترين افراد ارائه دهند.

دوم : قابل رقابت با شهرهاي ديگر كشور باشد

سوم : به درستي اداره و مديريت شود و

چهارم : از نظر مالي نيز خودکفا  باشد

طبق بررسی های به عمل آمده و آخرین آمار و اطلاعات موجود ، شهرستان مشگین شهر از نظر توسعه یافتگی وضعیت مناسبی نداشته و یکی از نقاط محروم در بین شهرستان های کل کشور  می باشد.

در تحقیقی که در سال 1384 با بهره گيري از شاخص تركيبي توسعه ي انسانی (  HDI) در کشور انجام شده است تعداد 253 ناحیه و شهرستان  مورد سنجش قرار گرفته که وضعیت این نواحی به شرح زیر بوده است :

در مجموع 25 منطقه در ناحيه فراتوسعه يافته بوده اند

تعداد  77  منطقه در ناحيه ميان توسعه يافته ي بالا

تعداد  73  منطقه در ناحيه ميان توسعه يافته ي پايين و

تعداد   78 منطقه در  نواحي محروم قرار  داشته اند.

شهرستان مشگین شهر، در بین این 253  منطقه کشور، جزء پائین ترین طبقه، یعنی ناحیه محروم قرار گرفته است. از طرفی شهرستان همسایه و نزدیک آن  اهر ،که در گذشته نه چندان دور، جزء مناطق محروم بوده ،هم اکنون یک پله بالاتر از مشگین شهر قراردارد .اگر دوری از مرکز را لحاظ کنیم، شهرستان تربت حیدریه با وجود فاصله ای نسبتاً دور از مرکز استان خراسان رضوی ،با دو پله فاصله در رتبه میان توسعه یافته بالا قرار دارد .علاوه بر این شهرستان مرند که دربررسی سال 1365 با شهرستان مشگین شهر هر دو در ناحیه محروم قرار داشتند در آخرین بررسی  براساس شاخص تركيبي HDI  ،با دو پله فاصله از مشگین شهر در رتبه شهرهای میان توسعه یافته بالا قرار گرفته ولی مشگین شهر همچنان در مرتبه شهرهای محروم قرار دارد . چرا ؟

 پاسخ این سئوال را، به مردم  واگذار می کنم.

پیشنهادات :

با توجه به ضرورت و اهميت تعادل منطقه اي و كاهش محروميت از مناطق ، راهبردهاي اساسي براي توسعه و بهبود وضع شهرستان ها و كاهش نابرابري ها به شرح زیر ارائه مي شود :

یک : حمایت از برنامه ریزی منطقه ای ( نه تمرکزگرا ) با اهداف رشد و توسعه در مناطق مختلف ، شامل ارتقای سطح توليدات اقتصادي ، خدمات و رفاه اجتماعی و بالا بردن درآمد منطقه و سطح زندگی و رفاه عمومی مردم جهت ایجاد تعادل در توسعه اقتصادی بین مناطق مختلف  

دو : اجرای طرح های بزرگ اقتصادی در نواحی کمتر توسعه یافته و محروم  

سه : سرمایه گذاری دولتی برای ایجاد تاسیسات زیربنائی و حمایت از سرمایه گذاری بخش خصوصی

چهار : بکارگیری نیروی انسانی هر منطقه در توسعه مناطق خود و جهت دادن به جريان مهاجرت نیروی انسانی  

پنج : تهيه برنامه آمايش سرزمين برای مناطق مختلف ( سامان دادن به نحوه اشتغال ، متمرکز کردن منابع، ایجاد فرصت های مناسب برای شهرهای متوسط، کمک به شهرهاس کوچک و مناطق روستایی و تدوین سیاستهای توسعه منطقه‌ای )

شش : اختصاص مشوق های مالي و مالياتي به مناطق کمتر توسعه یافته و محروم

هفت : بكارگيری سیاست های اشتغال زائی و استفاده از طرح های با بازده سریع در نواحي محروم

هشت : تلاش در جهت بکارگيری فن آوری های نوین در تولید محصولات   

نه : رشد و گسترش صنعت گردشگری و توریسم  

ده : ارائه فرصت برابر برای تمامی نواحی مطابق با توانمندی های محیطی و نیازهای جمعیتی ، طوری که توانمندی های محیطی و نقطه نظرات اقتصادی بر ملاحظات سیاسی غالب شود.

یازده : تلاش در جهت توسعه فرهنگی مناطق کمترتوسعه یافته و محروم . چرا که شرط رسیدن به توسعه اقتصادی ، توسعه فرهنگی و افزایش سطح آگاهی است.


برچسب‌ها: مشگین شهر شش هزار ساله
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 بهمن1390ساعت 20:13  توسط دکتر سینا   | 

سی مرغ ز شوق بال و پر بگشودند

در جســـتن سیـــمرغ هــوا پیمودند

کردند شــــــــمارِ خـویش در آخر کار

دیدند که سیــمرغ خود این‌ها بـودند


برچسب‌ها: سیمرغ
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 16:36  توسط دکتر سینا   | 

روز به روز که به انتخابات مجلس نزدیکتر می شویم ، هم جبهه های انتخاباتی بیشتری رخ می نمایند و هم شعارهای کاندیداها رنگ های متنوعی به خود می گیرد . شعارهایی که گاه آنقدر کلی و کلان است که گاهی به یک برنامه توسعه بیست ساله می ماند و گاهی چنان مبهم و فاقد راهکار اجرایی است که خود کاندیداها هم متوجه نمی شوند چه گفته اند . اماخوشبختانه  انتخابات امسال مجلس تفاوتی ظریف  با دیگر انتخابات دارد؛ که همین تفاوت می تواند محک سنجش شعارهای کاندید اها باشد و آن هم ده سئوالی است که درباره چند معضل لاینحل مملکت ماه هاست که بناست از رئیس جمهور پرسیده شود ، اما هم چنان پرسیده نشده است .

به گزارش «تابناک » در روز های آینده که فرصت تبلیغات است ، به جای مناظرات سیاسی بی حاصل رسانه ها و افکار عمومی می توانند در مناظراتی که بین نامزدهای انتخاباتی برگزار می کنند ، از آن بخواهند که راهکارشان را در مورد این چند معضل  که احتمالا در دوره مجلس نهم هم چنان برقرار خواهد بود را معرفی کنند . معضلاتی که  برخی از آنان منجر به طرح سئوال از رئیس جمهور هم شده اما همچنان لاینحل باقی مانده است .

بر این اساس به عنوان مثال یکی از سئوال های مطرح که بنا است از رئیس جمهور پرسیده شود این است :

 چرا قانون تسهيلات ارزي براي متروي تهران و كلان شهرها و حمل و نقل عمومي ساير شهرها، علي رغم نياز مبرم اين شهرها به روان سازي ترافيك، خصوصا با آغاز هدفمند شدن يارانه حامل هاي انرژي، ابلاغ و اجرا نشد؟

این معضل همچنان پابرجاست و مردم همچنان با این مشکل دست به گریبان هستند و یحتمل کاندیداهای فعلی و نمایندگان آینده هم با این معضل که یک معضل مردمی است مواجه خواهند شد حال باید از آنان پرسیده شود آنان چگونه می خواهند دولت را مجبور به اجرای این مصوبه کنند ؟ آیا آنان نیز همان راه نمایندگان کنونی را خواهند رفت که تا کنون منجر به نتیجه نشده است و اگر نه چه راه حلی خواهند داشت ؟ این خود محکی است که مردم بدانند چه کسانی را بنا است به مجلس بفرستند.

یا سئوال بعدی :

طبق آمار رسمي نرخ رشد اقتصادي كشور در سال 89 زير 1% بوده و اگر نرخ اعلام شده از سوي صندوق بين المللي پول را بپذيريم حدود 3% بوده است در حالي كه طبق برنامه بايد حداقل 8% باشد. آيا اين امر حاكي از ضعف مديريت اقتصادي كشور نيست؟ همچنين با اين نرخ رشد آيا ممكن است يك ميليون و ششصد هزار شغل در كشور ايجاد شده باشد؟

مگر یکی از شعارهای نمایندگان تلاش برای ایجاد اشتغال با تصویب مصوبه های تاثیر گذار نیست ؟ حال این کاندیداها و نمایندگان احتمالی در این باره چه خواهند کرد ؟ آیا همچون دور گذشته فقط دعواهای چنین معضلاتی برای مردم باقی خواهد ماند و نمایندگان و رئیس جمهور همچنان قربان صدقه هم خواهند رفت ؟

 یا سئوال بعدی

 قانون هدفمند كردن يارانه ها پنج ساله بوده است در حالي كه ميزان افزايش بهاي برخي حامل هاي انرژي نشان مي دهد كه دولت مدت اجراي آن را كمتر از 3 سال در نظر گرفته است. در نتيجه مردم بايد فشار غير لازمي را در پرداخت بهاي مثلا گاز مصرفي تحمل نمايند. همچنين سهم بخش توليد صنعتي و كشاورزي تاكنون به درستي پرداخت نشده و باعث گران تمام شدن هزينه توليد كالا و محصول گرديده است. چرا دولت مقيد به اجراي قانون مجلس نيست؟

کاندیدا چه راهکاری برای این مساله خواهند داشت ؟ مگر تولید یکی از مبانی توسعه و البته یکی از راهکارهای اشتغال کارآمد نیست ؟

لطفا کاندیدا های محترم از ترسیم چشم اندازهای جدید در تبلیغاتشان خودداری کنند ، فقط به مردم بگویند می توانند دولت را به اجرای این مصوبات ملزم کنند یا نه ؟ شعار جدیدی لازم نیست . همین مشکلات را بتوانند حل کنند دین شان را به مردم ادا کرده اند.

درآینده به پاسخ این سوالات می پردازیم.
برچسب‌ها: انتخابات, «سه سئوال از کاندیداها»
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 7:30  توسط دکتر سینا   | 

ساخت بزرگترین پل معلق پیاده رو جهان در قالب بزرگترین پروژه گردشگری مشکین شهر توسط شرکت مکان شهر ابرار اجرا می شود.

به گزارش اسلامیک مدیا، حسین عباسی نیا مدیر عامل شرکت مکان شهر ابرار و نیز مدیراجرایی طرح مشگین شهر است. مدیرجوانی که سالها روی این طرح کار کرده است. عباسی نیا مشگین شهری است و براین باوراست که این طرح می تواند به عنوان یک طرح ملی بستر ساز توسعه و رشد شکوفایی منطقه مشگین شهر شود. از نظر عباسی نیا گردشگری دریچه ای به جهان جدید است که از سویی می تواند مفهوم امنیت اقتصادی و توسعه منطقه را فراهم کند و از سویی نگاه اخلاقی به این مفهوم نیز می تواند زمینه ای را برای هویت یابی و بازگشت به ریشه های تاریخی و فرهنگی یک منطقه مهیا نماید. عباسی نیا مدیری فعال و پر انر‍ژی است که این روزها با شرایط سخت کاری و نیز سرمای سال با جدیت تمام کار را مدیریت می کند. شاید نگاه اخلاقی این مدیرجوان که ادامه کار را در حمایت گروه تجارت نور ابرار می داند ، سبب شده است تا طرحی که سالها به دست فراموشی سپرده شده بود بار دیگر در دستور کار قرار گیرد. گله های عباسی نیا از نبود حمایت های لازم نیز شنیدنی است .. گله هایی که نتوانسته است این مدیرجوان را از ادامه کار بازدارد و همچنان مصمم به ادامه این طرح است. به هرحال آنجه در اندیشه این مدیر جوان می گذرد ترکیبی از نگاه اخلاقی به هویت و تاریخ و ریشه یک قوم و نیز صنعت گردشگری امروز است که طرح وی برای ایجاد موزه عشایر نشان دهنده همین نگاه است . او مثل همیشه گفتگوی خود را با نام خدا آغاز می کند. تعریف عباسی نیا از توریسم این است : "توریسم یک نماد برای معرفی هویت و افتخارات ملتها است. مدیر طرح مشگین شهر براین باور است که امروز مقصد گردشگری در ایران تنها به یک منطقه یا یک نقطه خاص در کشور محدود نمی شود امروز تمامی منطقه های ایران در ردیف مقصد های مهم گردشگری به شمار می رود.

 

به نقل از سایت خبری البرز
برچسب‌ها: پل معلق مشگین شهر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 بهمن1390ساعت 1:19  توسط دکتر سینا   | 

در ادامه مطلب قبلی :

در خبرها آمده بود که برخی از نامزدهای مجلس شورای اسلامی آمادگی خود را برای مناظره با سایر کاندیداها اعلام کرده اند بد نیست در این باره تاریخ را ورق بزنیم و به مناظره ای که بیش از  2500 سال پیش در ایران رخ داده است اشاره ای داشته باشیم.

به نوشته ٔهرودوت مورخ یونانی زبان در سال 522 قبل از میلاد ، پس از قتل بردیای دروغین ( گئومات ) ، هفت تن از بزرگان ایران برای تعیین نوع حکومت آینده ایران به مناظره نشستند . در مناظره ای که میان بزرگان ایران در آن زمان شکل گرفت اتانس ( اوتانه ) ، حکومتی مردم سالارانه بر پایه دموکراسی را پیشنهاد کرد. در مقابل مگابیزوس در دفاع از حکومت الیگارشی ( سالاری توان گران و ثروتمندان ) سخن گفت . اما داریوش با دفاع از نظام سلطنتی آن را بهترین نوع حکومت دانست. چهار مرد دیگر نیز طرف داریوش را گرفتند. در این مناظره حکومت مردم سالاری شکست خورد و مناظره در نهایت به نفع داریوش پایان پذیرفت و او به شاهنشاهی ایران رسید. 

برگرفته از ویکی پدیا

+ نوشته شده در  شنبه 1 بهمن1390ساعت 15:42  توسط دکتر سینا   | 

همه ساله با نزدیک شدن به روزهای انتخابات مجلس برخی از نامزدهای مجلس شورای اسلامی با انجام مصاحبه و یا نوشتن مقاله از سایر کاندیداها دعوت به برگزاری مناظره می کنند و در این میان بیشتر نامزدهای محترم یک صدا شروع به شعار دادن و ناله سر دادن کرده : که توجه به شایسته سالاری مهم است ، ایجاد اشتغال باعث از بین رفتن فقر و دزدی و فحشاء و .... می شود و چه و چه و چه !!!

اما درعمل اتفاق قابل توجهی در این میان برای حوزه انتخابیه رخ نمی دهد و باز اوضاع مثل سابق است و دوباره چهار سال دیگر را از دست می دهیم . باور بفرمائید اگر مجموعه این حرفها را در سال های گذشته جمع آوری کنید عینا تکرار است و تکرار و همه از این تکرار بی نتیجه خسته ایم.

خانم ها و آقایان نامزد مجلس شورای اسلامی ! باور کنیم همه مردم می فهمند و آنقدر شعورشان بالا است که می دانند که شایسته سالاری خوب است ، نرخ تورم بالا است ، بیکاری رشد فزاینده ای دارد و مثل خوره به جان مردم افتاده است. مردم از ما راهکار عملی و هماهنگی در عمل برای رسیدن به شرایط مطلوب طلب می کنند و خودشان این حرفها را از برند .

حضرت امیر (ع) در اولین اقدام آغاز حکومت خود آن هم بعد از ۲۵ سال سکوت دستور به جمع آوری جایگاههایی دادند که در سطح شهر افراد بر بالای آن می رفتند و فقط حرف می زدند و دیگران را و عظ و نصیحت می کردند. ولی ایشان ملاک شایستگی افراد را در عمل و کار می دانستند ، حتی کار کردن را برتر از جهاد در راه خدا و عرق ریختن را مساوی با خون شهید می دانستند.

ما نیازمند یک تحول اساسی در حوزه عمل ( نه حرف و گفتار ) و همدلی و داشتن اهداف دست یافتنی و به دور از شعارگرائی برای منطقه خود هستیم و در این بین مناظره راه حل مشکلات نیست چرا که در واقع این امر باعث منازعه و نزاع با همدیگر خواهد شد و مباحثه بین کسانی که در گذشته عملکردی چه مثبت و چه منفی در این زمینه ( نمایندگی مجلس ) داشته اند با کسانیکه چنین پیش زمینه ای ندارند قیاس مع الفارق است خلاصه آنکه :

دوصد گفته چون نیم کردار نیست.          

ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1390ساعت 12:25  توسط دکتر سینا   | 

مدرسه ده موعللیم گئنه دؤیدو  الیمدن                 باجار مادیم فارسی نی ایراد توتدو دیلیمدن

دئدیم : آغا موعللیم وورما، گؤینه دی الیم               نه دیر آخی گوناهیم توركو'دور منیم دیلیم

یاپیشدی قولاغیمدان دئدی: بوراخ توركو'نو               اوقالدی ائوینیزده ، اونوت گئتسین كؤكونو

اؤیره نمه سن آب- بابا آچاجاقسان الینی               كؤتك یئیه ندن سونرا ، اونودارسان دیلینی

سنین هاران تورك'دور؟ آذری'سن ، آذری               كیم اؤیره دیب دیر سنه، بئله یانلیش سؤزلری

آخدی گؤزومون یاشی، تیتره دی دیل- دوداغیم        بئله یالان سؤزلره، اینانمادی قولاغیم

آنام منی اویدورماز، آتام منی آللاتماز                    بو سؤزلرین هئچ بیری منیم عاقلیما باتماز

لایلای دئییبدیر آنام، منه بئشیکده تورکو                 دانیشمیشیق هامیمیز ، ائوده - ائشیکده تورکو

نه دن گرک یازمیاق دیلیمیزی کیتابا ؟                   مدرسه ده نه اوچون گلمیئک بیز حسابا ؟

یقین كؤتك یئمزدیم اوخوسایدیم دیلیمی                گؤینه رتیدن سیخمازدیم  قولتوغوما الیمی

قوی بؤ یویوم بیر اؤزوم اولاجاغام موعللیم                اوندا چوخ ایش گؤره جك  بو گون گؤینه ین الیم

كیلاسیمدان گله جك  ائلیمیزین اؤز سسی            اولاجاقدیر او زامان  تورك'ون ده مدرسه سی

قوشمالار وبلاگیندان


اصل 15 قانون اساسی : ................  استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه ‏هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس ، در كنار زبان فارسي آزاد است.


برچسب‌ها: تورک اوشاغی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 دی1390ساعت 0:14  توسط دکتر سینا   | 


1. «پذيرش مسووليت در قبال جامعه از ويژگي هاي شاخص هر حرفه است و مقبوليت هر حرفه به ميزان مسووليتي بستگي دارد كه آن حرفه در جامعه به عهده مي گيرد.
 جامعه اي كه حرفه حسابداري با آن سر و كار دارد متشكل از صاحبكاران، سرمايه گذاران، دولت، اعتباردهندگان، كاركنان، كارفرمايان و ساير اشخاصي است كه به منظور تصميم گيري هاي آگاهانه خود به نتايج كارحسابداران رسمي اتكا مي كنند. چنين اتكايي براي حرفه حسابداري در قبال حفظ منافع عمومي ايجاد مسووليت مي كند.»    
 بند 2 آيين رفتار حرفه اي مصوب جامعه حسابداران رسمي ايران

2. اگر بگوييم تمام اهداف حرفه حسابرسي مستقل (حسابدار رسمي) در بند يادشده خلاصه مي شود سخني به گزاف و اغراق نگفته ايم و چنانچه وظيفه اعتبار بخشي از كار حسابرسان مستقل حذف شود چيزي از اين حرفه باقي نمي ماند، زيرا از ديدگاه آئين رفتار حرفه اي، اهداف حرفه حسابداري عبارت از دستيابي به بهترين اصول و ضوابط حرفه اي، اجراي عمليات در بالاترين سطح ممكن بر اساس اصول و ضوابط يادشده و به طور كلي تامين منافع عمومي است. پس بنا بر اين اطمينان بخشي و تامين منافع عمومي از اصلي ترين وظايف حسابرسي مستقل محسوب مي شود و حسابرسان اين وظيفه مهم را موقعي به نحو مطلوب انجام خواهند داد كه مفاد بند 5 آيين رفتار حرفه اي به درستي اعمال شود.

3. «حفظ اعتماد عمومي به حرفه حسابداري تا زماني ميسر است كه حسابداران خدمات خود را در سطحي ارائه كنند كه شايسته اعتماد جامعه باشد، از اين رو خدمات حسابداران رسمي بايد در بالاترين سطح ممكن و با رعايت ضوابطي ارائه شود كه تداوم انجام اين خدمات با كيفيت مناسب را تضمين كند.» بند 5 آيين رفتار حرفه اي
    
4. بند 22 بخش 20: استانداردهاي حسابرسي مقرر مي دارد:
«حسابرس نگران تحريف هاي با اهميت است و براي كشف تحريف هايي كه از لحاظ صورت هاي مالي به عنوان يك مجموعه واحد، با اهميت نمي باشد، مسووليتي ندارد.»

5. «حسابرس هنگام برنامه ريزي و اجراي روش هاي حسابرسي و ارزيابي و گزارشگري نتايج حاصل بايد خطر وجود تحريف با اهميت در صورت هاي مالي را كه از تقلب يا اشتباه ناشي مي شود، در نظر گيرد.» بند 2 بخش 24 استانداردهاي حسابرسي – مسووليت حسابرس در ارتباط با تقلب و اشتباه

6. «حسابرسي انجام شده طبق استانداردهاي حسابرسي به گونه اي طراحي مي شود كه از نبود تحريف با اهميت ناشي از تقلب يا اشتباه با اهميت در صورت هاي مالي، اطميناني معقول به دست آيد.» بند 12 بخش 24: استاندارد هاي حسابرسي

7. «اگر موسسات حسابرسي، كشف تقلب را به عنوان مركز ثقل خدمات اعتباردهي خود قرار ندهند نه تنها با خطر از بين رفتن اعتبار خود روبه رو خواهند بود، بلكه بقاي آنها نيز به خطر خواهد افتاد.» گلين (Glynn)، مدير فني انجمن حسابداران رسمي آمريكا AICPA

8.
اين مطالب مهم را در مورد حرفه حسابرسي مستقل بيان كردم تا به مطلب مهم ديگري كه مبتلابه روز است، بپردازم و آن مسووليت حسابرسان مستقل نسبت به رخداد اخير فساد مالي بزرگ در نظام پولي و بانكي كشور در قبال جامعه است.
در خصوص پرونده اخير سوء استفاده بانكي اظهارنظرهاي متفاوتي از ناحيه كارگزاران نظام بانكي و غيربانكي، نظارت كنندگان و رسيدگي كنندگان به پرونده، بيان شده است و حتي كار به جايي رسيد كه مديران بركنار شده بانك هاي درگير مستقيم در پرونده، ديگري را مقصر دانستند و دست آخر اينكه: ظاهرا يكي از ايشان نيز فرار را بر قرار و پاسخگويي ترجيح داده است.
در مواقعي كه در بخشي از جامعه چنين اتفاقي رخ مي دهد هر كسي به فراخور جايگاهي كه در حوزه هاي مختلف اعم از مراكز تصميم گيري يا نظارت داشته يا دارد مسووليت هم متوجه او خواهد بود، اينكه ما تنها يك فرد يا يك گروه را (مثلافقط در حوزه اجرا ) مسوول بدانيم صحيح به نظر نمي رسد، بلكه مجموعه اي از عوامل و دست اندركاران در بخش هاي مختلف مي توانند در اين رخداد تاثيرگذار و به نوعي مسوول باشند.
به نظر مي رسد در اين رويداد علاوه بر شخص يا اشخاص درگير مستقيم در پرونده يادشده، گروه نظارت و بازرسي بانك هاي مزبور و همچنين طيف حسابرسان مسوول رسيدگي كننده صورت هاي مالي بانك ها و شركت هاي درگير در پرونده سوءاستفاده بزرگ در سنوات قبل نيز بايد پاسخگوي گزارشگري خود باشند، زيرا اتفاقاتي كه در حوزه عملياتي اين بانك ها و شركت ها در يكي دو سال اخير رخ داده حاكي از با اهميت بودن تحريف هاي مالي صورت گرفته است و بر اساس مفاد استانداردهاي حسابرسي ايران، به جز مديران بنگاه هاي اقتصادي يادشده، حسابرسان مستقل اين واحدها نيز در خصوص ضعف موجود در حسابرسي صورت هاي مالي مسووليت دارند. البته كارشناسان حسابرسي شايد به اين گفته ايراد بگيرند و بگويند: مسوول كشف تقلب در بنگاه هاي اقتصادي حسابرس نيست و مسووليتي هم در اين رابطه متوجه آنان نيست. در اين خصوص بايد دو سوال اساسي مطرح كنم:
1) آيا حسابرسي انجام شده توسط حسابرسان مستقل، طبق استانداردهاي حسابرسي به درستي اعمال  شده و آنگاه به كشف تحريف هاي با اهميت نرسيده اند.
2) آيا واحد كنترل كيفي جامعه حسابداران رسمي، حسابرسي هاي انجام شده توسط ايشان را مورد بررسي قرار داده است؟
در اينجا به بندهايي از استاندارد حسابرسي بخش 560 راجع به رويدادهاي پس از تاريخ ترازنامه اشاره مي شود:
بند 14 بخش 560 استانداردهاي حسابرسي مقرر مي دارد:
در مواردي كه حسابرس پس از انتشار صورت هاي مالي و گزارش خود از رويدادهايي آگاه مي شود كه در تاريخ گزارش حسابرس وجود داشته است و اطلاع وي از موضوع در آن تاريخ، مي توانست به تغيير در گزارش حسابرس بينجامد بايد ضرورت تجديد نظر در صورت هاي مالي را ارزيابي كند، موضوع را با مديريت واحد مورد رسيدگي در ميان گذارد و هر اقدام ديگري را كه در شرايط موجود ضروري تشخيص مي دهد، به عمل آورد.
بند 17 بخش 560 استانداردهاي حسابرسي مقرر مي دارد:
در مواردي كه مديريت واحد مورد رسيدگي به منظور آگاه كردن دريافت كنندگان صورت هاي مالي قبلي (و گزارش حسابرس درباره آن) اقدامات لازم را به عمل نمي آورد و با وجود اعتقاد حسابرس به ضرورت تجديدنظر در صورت هاي مالي، در صورت هاي مالي مزبور تجديد نظر نمي كند، حسابرس بايد به مسوولان اصلي اداره امور واحد مورد رسيدگي هشدار دهد كه براي جلوگيري از هرگونه اتكاي آتي به گزارش حسابرس، اقدامات لازم توسط حسابرس انجام خواهد گرفت.
 بر اساس مفاد بندهاي يادشده، حسابرس در اين گونه شرايط دو وظيفه اساسي دارد:
    1) اطلاع رساني به اركان راهبري واحد مورد رسيدگي
    2) اقدام فوري حسابرس مبني بر اطلاع به اشخاصي باشد كه به اطلاعات مندرج در صورت هاي مالي اتكا خواهند كرد.
بنابراين حسابرسان بانك هايي كه موضوع سوء استفاده در آنها مطرح است، بايد در فاصله زماني تير و مرداد ماه تا به حال، گزارش حسابرسي جديدي در چارچوب استاندارد يادشده ارائه مي كردند، اما آيا اين چنين عمل كرده اند؟
به هر حال صورت هاي مالي حسابرسي شده بانك ها و شركت هاي مزبور حاوي تحريف هاي با اهميتي ناشي از تقلب بوده و به عبارت ديگر حسابرس با پذيرش نادرست يا همان خطر بتا يا خطر نوع دوم حسابرسي مواجه بوده است. خطر نوع دوم بر اثربخشي حسابرسي اثر دارد و از خطر نوع اول كه رد نادرست است و بر كارآيي حسابرسي اثر مي گذارد، مهم تر است.
با اين توصيف بايد اذعان داشت طيف گسترده اي از استفاده كنندگان از اين صورت هاي مالي با اتكاي به نتايج كار حسابرسان مستقل در تصميم گيري هاي خود دچار زيان شده اند و در پي آن منافع عمومي نيز به خطر افتاده است. در اينجا منظور از حسابرسان مستقل، آن گروه از حسابداران رسمي هستند كه مرتبط با حسابرسي صورت هاي مالي بانك ها و ساير واحدهاي اقتصادي درگير مستقيم با پرونده اختلاس بوده اند.
دست آخر اينكه جامعه حسابداران رسمي نيز به عنوان ناظر حرفه اي بر فعاليت حسابرسان، بايد ضمن پذيرش مسووليت هاي مقرر قانوني خود در اين رابطه، با بررسي كيفي حسابرسي هاي انجام شده، برخوردي مناسب با عوامل مرتبط طبق بخش ضمانت اجراي احكام آيين رفتار حرفه اي و مفاد اساسنامه جامعه حسابداران رسمي به عمل آورده و همچنين ايجاب مي كند تا تشكل هاي حرفه اي با افزايش كيفيت حسابرسي در بنگاه هاي اقتصادي، توجه بيشتري به جلوگيري، كشف و گزارش مناسب تقلب و مصداق هاي آن نشان دهند در غير اين صورت آينده حرفه حسابدار رسمي به دليل نداشتن اثربخشي لازم و كارآمد نبودن آن با ابهام اساسي مواجه خواهد بود.
در خاتمه ضمن احترام گذاشتن به فضاي نقد علمي و منصفانه موجود در جامعه، از آن استاد محترم حرفه حسابرسي، حسابدار رسمي و عضو پيوسته انجمن حسابداران خبره مديريت انگلستان كه در مورد نحوه پذيرش حسابداران رسمي جديد مقالات بسياري به نگارش درآورده و معتقد به سخت تر كردن شرايط ورود اعضاي جديد به حرفه حسابرسي مي باشد، گلايه دارم و از ايشان سئوال مي كنم چرا تاكنون در اين باره سكوت اختيار كرده و موضعگيري نداشته اند؟ آيا سطح اهميت اين مساله از موضوع پرداخته شده توسط شما كمتر است؟ به هر حال اين امر مي تواند شائبه جانبدارانه بودن نظراتتان را در پي داشته و بيطرفي شما را خدشه دار كند.
با آرزوي موفقيت جامعه حسابداران رسمي در رفع ابهام به وجود آمده.
*اباذر شاهی : كارشناس رسمي دادگستري و عضو انجمن حسابداران خبره ايران
    
   
 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 2504 به تاريخ 21/8/90، صفحه 22 (بورس)

+ نوشته شده در  شنبه 19 آذر1390ساعت 0:26  توسط دکتر سینا   | 

به نام خدا باید استراتژی تغییر را سرلوحه تفکراتمان قرار دهیم و آنگاه به آن عمل کنیم . ما باید ابتدا تکلیف خود را با خویشتن خویش روشن سازیم و بعد مقتضیات زمانه را رصد کرده و اهداف خود را مشخص کنیم و به طرف آنچه که هدف گذاری کرده ایم حرکت کنیم. به این ترتیب به آنچه که حضرت امام (ره) فرمود عمل کرده ایم یعنی : ما می توانیم. ما نیازمند زمینه سازی و حرکت گام به گام و تدریجی هستیم و یک شبه نمی توان بر مشکلات چیره شد با هیاهو به پا کردن و فرافکنی کردن ، مشکلات ما را حل نخواهد کرد چنانچه تفکر و تدبر را به جای به چالش کشیدن این و آن ، حاکم بر رفتارهای خود کنیم ، به درستی می توان به رشد و بالندگی رسیده و به طبع آن زمینه ساز رفع فقر و محرومیت شویم و در این میان باید برنامه داشت و روی برنامه حرکت کرد. ما همچنانکه به گذشته پر بار خود چه در زمینه مادی و چه معنوی نیازمندیم و بدان می بالیم ، باید جنبه های مثبت تمدن غرب را اقتباس کرده و آن را با فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی خود همساز نمائیم. چرا که در دنیای پر تلاطم فعلی ، علوم و فنون جدید را باید فرا گرفت و معایب آن را کنار زد و از مزایای آن استفاده کرد. و به مصداق حدیث شریف نبوی (ص) که می فرماید علم و دانش را فرا بگیرید ولو آنکه در چین باشد ، پس ما نیز باید چنین بیاندیشیم و عمل کنیم. و کوتاه سخن آنکه ، فرا گرفتن دانش جدید و کاربست استراتژی تغییر یکی از همین مصادیق است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 0:5  توسط دکتر سینا   | 

به نام خدا

در سیستم حسابداری ، برای ثروت ملی کشورها از شاخص هایی مانند سرمایه طبیعی ، سرمایه اقتصادی ، سرمایه انسانی و فرهنگی ، سرمایه سیاسی و سرمایه اجتماعی نام برده می شود. سرمایه اقتصادی در حساب های بانکی افراد ، سرمایه انسانی در اندیشه افراد و سرمایه اجتماعی در روابط بین افراد یافت می شود.

" سرمایه اجتماعی به طور کلی شامل نهادها ، ‌روابط ، گرایش‌ها ، ارزش‌ها و هنجارهایی است که بر رفتارها و تعاملات بین افراد حاکم است." (گروتِر و فُن بَستِلِر ، 2002)

سرمایه اجتماعی منبعی است که افراد و گروه ها از طریق پیوند با یکدیگر و نوع این ارتباطات می توانند به دست آورند. از ویژگیهای بارز این نوع سرمایه آن است که بر خلاف سایر سرمایه ها نه تنها با استفاده بیشتر کاهش نمی یابد ، بلکه افزایش هم پیدا می کند.  

سرمایه اجتماعی چگونه بوجود می آید ؟

علل تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی را باید در عواملی جستجو کرد که در فرهنگ ، آداب و سنن ، معیارها ، هنجارها ، ارزشها و حتی قوانین رسمی یک جامعه اثر گذار بوده و شکل کنونی آنرا را به وجود آورده اند.

تحقیقات معاصر نشان داده که تعادل در سه عنصر دولت ، بازار و اجتماع ، سرمایه اجتماعی را تقویت کرده و عدم رشد متناسب یکی از این سه عنصر می تواند توان سرمایه اجتماعی را در یک جامعه مبتنی بر مردم سالاری دینی کاهش دهد.

ابلاغ سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری به دولت در جهت حفظ تعادل بین این سه عنصر بوده است و رهبر اتقلاب با این فرمان ، دولت را موظف کرده از تصدی گری های پر هزینه و رقابت با بخش خصوصی دست برداشته و به وظایف اصلی حاکمیتی و سیاست گذاری های کلان کشور بپردازد.

 رهبر معظم انقلاب اسلامي به خوبي نسبت به اوضاع اجتماعي ايران اسلامی استحضار دارند و همگان را به وحدت كلمه كه رمز پيروزي انقلاب اسلامي است دعوت کرده‌اند. در اين شرايط حساس ، همگان وظيفه داريم به رهنمود رهبر عزيزمان در ارتباط با وحدت کلمه توجه کنیم و اختلافات حزبي و گروهي را وانهاده و به اعتلاي كشور عزيزمان بپردازیم و نيك بدانيم که دولت ‌هاي استعمار پيشه و زورمدار غربي ، سر سوزني به فكر مردم و منافع ملی ما نيستند و تنها به مصالح و افزايش قدرت و ثروت خود مي‌انديشند. تجربه افغانستان ، عراق ، فلسطین و ديگر كشورهای منطقه ، درس عبرتي است كه به ما هشدار مي‌دهد از بي‌تفاوتي سياسي و اجتماعی بپرهیزیم و در این اوضاع و احوال ، تنها به استقلال ، آزادي ، جمهوري اسلامي ، ايراني مقتدر در تمامي عرصه ‌ها ، حفظ وحدت كلمه و تقويت سرمايه اجتماعي بينديشيم.

+ نوشته شده در  شنبه 17 بهمن1388ساعت 17:12  توسط دکتر سینا   | 

     ما اهل گذشته ایم و امروز ولی

                 با نام تو می شود به فرداها زد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 15:10  توسط دکتر سینا   | 

از هفته نامه بانگ ساوالان اسفند ۱۳۸۶

كمتر كسي است كه او را بشناسد. مديري لايق در سايه مديريتي مبتني بر دانش ، معاشرتي به ياد ماندني، اعتماد به نفسي سترگ،‌آداب معاشرتي تاثير گذار با گستره تخصصي كه او را قادر ساخته به تمام مسائل با ديد كارشناسي و تخصص مديريتي بنگرد. جوان است و پر انرژی،‌لبريز احساس و سرشار از درد مردم. بعد از آشنايي و شناخت از ديدگاهها و برخورد با حسن معاشرت وي ديگر دل كندن از او به سادگي ميسر نمي‌شود ، ‌صميمي،‌آماده و آگاه و با تكيه بر دانش صحبت مي‌كند، ‌ايمان دارد كه مي‌تواند در اين شرايط كارساز باشد و در پهنه اين ايمان دردهاي مردم در حرفهايش هويداست، دردهايي كهنه مردمي كه همواره اميد دارند روزي به سامان برسد. ‌مطمئن و با وقار صحبت مي‌كند و به مسائل ريز و درشت به قدري آشناست كه آدم را به شك مي‌اندازد كه گويي با تمام مشكلات لحظه به لحظه زيسته است.

‌پس از پايان تحصيلات مقدماتي و متوسطه سال 67 وارد دانشگاه شهيد بهشتي تهران شده و در سال 75 با اخذ مدرك كارشناسي ارشد در رشته مالي و حسابداري فارغ‌التحصيل گشته و هم اكنون دانشجوي دكتراي مديريت مالي است.

با اين توصيف وي ناآشنا با لحظات شور و غرور جبهه و جنگ نيز نبوده و مدتهايي را نيز در جبهه‌ها حضور داشته است.

مدرس دانشگاه و در كنار تدريس در دانشگاهها فعاليتهاي بسياري نیز داشته و دارد كه يكي از آنها انجام كارشناسي و ارزيابي سهام شركتهايي است كه در حال واگذاري به بخش خصوصي در راستاي اجراي اصل 44 قانون اساسي است.

عضو مرکزامور مشاوران حقوقي، وكلا و كارشناسان رسمي قوه‌قضائيه به عنوان كارشناس رسمي است.فعال در شركتهاي توليدي و بازرگانی با عنوان مدير عامل ،عضو هئيت مديره و مدير مالي و اداري،  و... از او چهره‌اي ساخته كه بتوان به راحتي و آسودگي به وی اعتماد كرد و سرنوشت مردم و منطقه را به دستان توانا و اراده سترگ و نيروي جوان و خلاقش سپرد.

آقاي اباذر شاهي يكي از مفاخر ارزشمند مشگين‌شهر و پرورش يافته در دامان پر مهر منطقه است كه عمري را در غربت به دانش‌اندوزي و كسب تجربه پرداخته تا با قدرتي شگرف براي برداشتن باري از روي دوش مردم منطقه‌اش كمر همت ببندد.

با او به مصاحبه نشستيم كه محتواي آن دردهاي عيان و ناپيداي منطقه را فرياد مي‌زند.

آقاي شاهي با توجه به سوابق مديريتی جنابعالي و تخصص شما در عرصه مديريت كشوري، ‌بدون شك در خصوص بافت مديريت در شهرهاي كوچك و ساختار اقتصادي منطقه، سخنان ارزشمندي داريد، از همين جا شروع كنيد ممنون مي‌شوم.

گاه مشكل كمبود است و تلاش براي رفع كمبود و آسيب‌شناسي آن، اما در شهر ما نمي‌تواند سخن از كمبود باشد در اينجا حرف از نبود است در شهري كه مسائل اشاره شده (اقتصاد) يا وجود ندارد يا بقدري كمرنگ است كه به چشم نمي‌آيد، كلا نبود بافت و ساختار در مسائل زيربنائي در شهر بيداد مي‌كند ، لذا چگونه مي‌توان در مورد نبود نظر داد. ساختار اقتصادي منطقه بدون شك زراعي و باغداري است اما به دليل مدرنيزه نشدن كشاورزي و مكانيزه نبودن باغداري پيشرفت در اين بخش‌ها كند و نامحسوس است و بي‌نهايت به تاخير افتاده است ، در كنار مدرنيزه كردن كشاورزي و باغداري بايد به ايجاد صنايع مكمل و تبدیلی و احداث كارخانه‌هاي همسو با فراورده‌هاي كشاورزي و باغداري و دامپروري اقدام كنيم.

شما به نوعي بحران مديريت در منطقه اشاره مي‌كنيد اگر درصدد آسيب‌شناسي اين بحران برآئيد چه مسائلي قابل طرح خواهد بود؟

در بحث مديريت، مديريت منابع اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند در اين بخش بايد چهار عامل (کلید)مهم را مد نظر داشته باشيم كه از آن به مديريت استراتژيك SWOT ياد مي‌شود؛‌

1. يكي شناخت نقاط ضعف است،‌

2. ديگري شناخت نقاط قوت،‌

3. در مرحله سوم يافتن تهديدها و

4. در گام چهارم شناخت فرصتها مطرح است.

اين چهار کلید را می توان در اقتصاد مشگين‌شهر پپاده کردو با شناخت و تكيه بر آنها بسياري از مشكلات قابل پيگيري و حل است. در شناخت نقاط ضعف بايد دقيق عمل كرد.براي مثال : نبود راههاي ارتباطی مناسب در مشگين‌شهر از نقاط ضعف شهرستان محسوب مي‌شود كه اقتصاد منطقه و حتي استان را هم اعم از صنعت، كشاورزي،‌گردشگری و در نهايت جذب سرمايه‌گذار با مشكل و شكست مواجه كرده است. لذا بايد اين نقطه ضعف شناسايي و در اولويت رفع و بهبود قرار بگيرد.

در بخش شناسايي نقاط قوت، ‌ما منابع انساني و طبيعي(آب و خاك مرغوب) را داریم و بايد در اين بخش به فكر مديريت و اداره بهینه اين نقاط قوت باشيم چون ارزشمندترين دارائی و سرمایه های مابه شمار می رود و ما را به سوي پيشرفت و كسب امتيازات رهنمون مي‌کند.  در مرحله سوم تهديدها را شناسايي مي‌كنيم، ‌فرار نيروي انساني و متخصص، به هدر رفتن منابع از جمله استفاده نکردن از آبهاي سطحي و ... بنابراین در اين بخش نیز بايد به مطالعه اساسی پرداخته شود.

در وهله آخر از مديريت استراتژيك به شناخت فرصتها مي‌رسيم كه نبايد فرصت‌سوزي نماييم و از فرصتهاي پيش‌آمده بايد نهايت كاربري را داشته باشيم. در مديريت توجه به اين موارد اهميت ويژه مي‌يابد، بي‌ثباتي‌ها، توجه نکردن به تهديدها، فرصت ‌سوزيها، بی توجهی به منابع انساني ، سرمايه را از منطقه فراري مي‌دهد،‌اگر قادر به يافتن و جذب سرمايه‌گذار هم باشيم با توجه به شرايط نابساماني كه گرفتارش هستيم مطمئناً سرمايه‌گذار ماندگار نخواهد بود.

آقاي شاهي به نظر شما صنعتی کردن منطقه با توجه به بافت باغداري و كشاورزي و استعداد بالقوه در دامپروري چگونه توجيه پذير است؟

منافاتي ندارد، كشورهاي پيشرفته همزمان هر دو را در كنار هم رشد داده‌اند ما كه به فكر كسب تجربه نيستيم،‌ما از تجربه موفق آنها بهره خواهيم برد تا هر دو را در كنار هم رشد دهيم لذا لازم نيست براي رونق كشاورزي ، صنعت را تعطيل كنيم. مي‌توان آنها را در كنار هم داشت ، چون الان معضل بيكاري در اينجا بي‌نهايت جدي است.

صنعتي شدن به خودي خود بخش‌هاي كشاورزي و باغي رابا خطر نابودي مواجه نمي‌كند،اين موضوع نيازمند بحث عمیق كارشناسي است. اما با نظر شما موافقم كه مشگين‌شهر بايد از توانايي بالقوه و نعمات خدادادي بهره ببرد مثلاً : آبهاي گرم و رونق صنعت گردشگری كه داراي درآمد بالا و اشتغالزايي مناسب است. درست است که اين كارخانه‌ها در كوتاه مدت عده‌اي را صاحب شغل مي‌كنند اما سرمايه‌گذاري در بخش كشاورزي و دامداري و ایجاد صنایع مکمل و تبدیلی ما را براي همیشه بيمه مي‌کند. ما نيازمند مهار آبهاي سطحي و در كنار آن تربيت كارآفرينان و كارشناسان مسائل كشاورزي و باغداري هستيم كه بايد از خيلي وقت پيش به فكر ایجاد هنرستانهاي ويژه كشاورزي و دانشکده های تخصصی مورد نیاز منطقه مي‌بوديم.

ما نبايد در دانشگاههاي شهرستان به فكر تربيت تئورسين باشيم چرا كه نياز ما تربيت متخصص و کارآفرین براي كشاورزي و دامداري است كه مي‌تواند ما را به قطب كشاورزي و دامداري تبديل كند لذا بايد در كنار تربيت نيروي انساني مورد نياز با تمام توان به سوي مدرنيزه و مكانيزه كردن دامداري، كشاورزي و باغداري پیش برويم ، همه اينها ما را وادار خواهد كرد در زمينه صنعت نیز به فکرايجاد صنايع مكمل و تبدیلی در بخش كشاورزي و باغداری باشيم، مانند ایجاد سردخانه‌هاي پیشرفته و مجهز، صنايع بسته‌بندي،كنستانتره کنسروسازی ، صنایع فراورده های لبنی و ... كه در اين صورت در راه اشتغالزائی و رفع بحران بیکاری گام بزرگی برداشته‌ايم. اين امر مستلزم شناخت اولويتها، مديريت صحیح منابع و توجه به نيازها و يافتن راه حل های اصولی است.

سئوال بعدي‌ در خصوص وسعت بيكاري جوانان منطقه بود كه تقريبا به آن اشاره كرديد ، حال سئوال به اين صورت مطرح است ، عواقب بيكاري و عدم توجه به نيازهاي جوانان چه مي‌تواند باشد؟

بيكاري معضلي فراگير در سطح کشوراست و مختص این شهرستان نیست اما نرخ بيكاري در مشگين‌شهر 17 درصد و در استان اردبيل 11 درصد است ،فاجعه اينجاست كه بزرگترين شهر استان بيشترين نرخ بيكاري را دارد با توجه به توانايي‌ها،‌پتانسيل‌ها و منابع سرشاري كه در بالا اشاره شد اين اندازه نرخ بیکاری در مشگین شهر فاجعه است.

ماطي ساليان گذشته به زير ساختها بي‌توجه بوده‌ايم و در صدد رفع نيازهاي اساسي برنيامده‌ايم يكي از اين نيازها كه خود زمينه‌ساز مشكلات بزرگ و بروز محروميتهاست، نبود راههاي ارتباطی مناسب است، پيوستن به شبكه سراسري راه‌آهن نياز ضروري استان و شهرستان است. به همين علت نه گردشگري هست و نه سرمايه‌گذاري ، بايد شرايطي براي حضور اينها فراهم شود كه فراهم نكرده‌ايم در اينجا سوء‌مديريت يا همان بحران مديريت در قشرهاي مختلف مديريتي هويدا مي‌شود كه امروز خود را نشان داده و ما از قافله توسعه عقب مانده‌ايم ،بيكاري نارضايتي بوجود مي‌آورد ، فرار مغزها و نيروي انساني را سبب مي‌شود و اين خود مشكلات زیادی را به وجود می آورد كه هم اكنون در كلان شهرها ناظر و شاهدش هستيم،‌اقتصاد منطقه را فلج مي‌كند ،زمينهاي كشاورزي به حال خود رها مي‌شوند ، شغل هاي كاذب شكل مي‌گيرند،  افزایش طلاق و اعتياد به عنوان معضلات اجتماعي کانون خانواده ها و سلامت جامعه را با خطر جدی مواجه می سازد. وقتیکه ورودي (داده)ضعيفي داشته‌ايم چگونه می توان انتظار خروجي مناسب و کارائی را شاهد باشیم ؟

بحث جوانان بحث پيچيده‌اي است که تاكنون با آنها ابزاري رفتار شده و در عمل كاري اساسی و زیربنائی براي آنان انجام نشده است.جوان پر از نيرو و نشاط است ، بايد با مدیریت صحیح از این عامل مهم و سازنده نهایت بهره را برد همانند دوران 8 سال دفاع مقدس که جوانان ارزشی و فداکار توانستند جنگ را با سرافرازی و سربلندی مدیریت کنند.

با توجه به بافت منطقه هميشه احساس مي‌شود مردم بدون شناخت از وظايف نماينده راي مي‌دهند و وظايف نماينده را تا حد امضاي حواله گرفتن  5 كيسه سيمان و نهايتاً وعده دادن برای احداث راه به روستاها پايين مي‌آورند،‌شما وظايف نماينده را چگونه تعريف مي‌كنيد؟

ابتدا به بخش اول پرسش شما پاسخ می دهم، مردم ما همیشه با کسب شناخت رأی می دهند و این ما هستیم که باید به وظایف خود درست عمل کنیم.

اما وظيفه نماينده قانونگذاري است ، تصميم و راي او در برنامه‌هاي مملکت تاثير گذار است و سرنوشت ملت در گرو راي اوست ، وظيفه بعدی نماينده نظارت بر عملکرد دستگاههاي اجرايي است و آنگونه كه حضرت امام (ره) فرمودند « مجلس در راس امور است » لذا نماينده شان و منزلتي فراتر از مسائلي دارد كه عنوان كرديد اين موارد اكثراً براي اخذ راي صورت مي‌گيرد و کاری غیر اخلاقی و بسیار ناپسنداست.

نماينده اگر در اقليت مجلس جاي بگيرد كار چنداني از پيش نخواهد برد و براي مردم منطقه‌اش نمي‌تواند كارهاي بزرگ و موثری انجام دهد و حوزه انتخابیه اش از دريافت بسياري اعتبارات محروم مي ‌ماند.

آقاي شاهي از اينكه مدتي با شما بوديم خرسنديم،‌مشگين‌شهر به داشتن فرزنداني چون شما به خود مي‌بالد و به توان امثال شما براي آباداني و حل مشكلاتش نياز دارد برايتان آرزوي موفقيت در راه خدمت به مردم زادگاه خويش را داريم اگر پيامي داريد منتظر شنيدنيم.

        من اگر برخيزم ،تو اگر برخيزي ، همه برمي‌خيزند

        من اگر بنشينم ،تو اگر بنشيني ،چه كسي برخيزد؟

  


بسیاری از عدم موفقیتها ناشی از ندیدن اصل مشکل است تا شکست در حل آن.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 11:47  توسط دکتر سینا   |